خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و محبت و جفای معشوق سخن میگوید. او از این که معشوقش به جای وفا، جفا کرده و دلش را شکسته، اظهار تأسف میکند و تصور میکند که اگر معشوق به جای جفا، با لطف و محبت با او رفتار میکرد، چه میشد. شاعر همچنین از بیوفایی و بیرحمی معشوق شکایت میکند و آرزو میکند که ای کاش معشوق او را بهتر درک میکرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۸۶ - در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
دل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم ۱
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا
دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم ۲
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من
مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم ۳
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله
اگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم ۴
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی
دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم ۵
دل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم ۱
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا
دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم ۲
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من
مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم ۳
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله
اگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم ۴
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی
دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۵ - چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷ - دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.