خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر عشق و ستایش خود را نسبت به معشوق یا پادشاهی بیان میکند. او از زیبایی، جذابیت و تأثیرات عمیق معشوق بر خود سخن میگوید و آرزو میکند که بنده و فدایی او باشد. شاعر از خندهها، نگاهها و جذابیتهای معشوق بهعنوان عوامل مسحورکننده یاد میکند و خود را مشتاق و شیفته او میداند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۸۷ - دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
قربان اختلاط فریبندهات شوم ۱
بیعانهٔ هزار غلام است خندهات
صد بار بندهٔ لب پر خندهات شوم ۲
صد کس به یک نگه فکنی در کمان لطف
شیدایی نگاه پراکندهات شوم ۳
پروانه سوزد از پی صد گام پرتوت
سرگرم شمع عارض تابندهات شوم ۴
خوش اختریست اینکه بر آمد به طالعت
وحشی غلام اختر تابندهات شوم ۵
قربان اختلاط فریبندهات شوم ۱
بیعانهٔ هزار غلام است خندهات
صد بار بندهٔ لب پر خندهات شوم ۲
صد کس به یک نگه فکنی در کمان لطف
شیدایی نگاه پراکندهات شوم ۳
پروانه سوزد از پی صد گام پرتوت
سرگرم شمع عارض تابندهات شوم ۴
خوش اختریست اینکه بر آمد به طالعت
وحشی غلام اختر تابندهات شوم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶ - در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸ - ز کوی آن پری دیوانه رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.