خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رنجها و ناکامیهای عاشقانه خود میگوید، از این که در راه عشق شکست خورده و چیزی جز ملامت به دست نیاورده است. او از تلاشهای بیثمر و فریبخوردگی در زندگی سخن میگوید و به سادگی و بیآلایشی خود اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و فریبخوردگی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۲۸۴ - نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
آن خط غلامی که ندادیم دریدیم ۱
در دست نداریم به جز خار ملامت
زان دامن گل کز چمن وصل نچیدیم ۲
این راه نه راهیست عنان بازکش ای دل
دیدی که درین یک دو سه منزل چه کشیدیم ۳
مانند سگ هرزه رو صید ندیده
بیهوده دویدیم و چه بیهود دویدیم ۴
وحشی به فریب همه کس میروی از راه
بگذار که ما ساده دلی چون تو ندیدیم ۵
آن خط غلامی که ندادیم دریدیم ۱
در دست نداریم به جز خار ملامت
زان دامن گل کز چمن وصل نچیدیم ۲
این راه نه راهیست عنان بازکش ای دل
دیدی که درین یک دو سه منزل چه کشیدیم ۳
مانند سگ هرزه رو صید ندیده
بیهوده دویدیم و چه بیهود دویدیم ۴
وحشی به فریب همه کس میروی از راه
بگذار که ما ساده دلی چون تو ندیدیم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۳ - مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۵ - چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.