خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود مصلحت‌اندیشی و تلاش برای دوری از معشوق، نمی‌تواند در برابر جذبه‌های عشق مقاومت کند. او از آرزوها و حسرت‌های خود می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی با وجود تلاش برای کنترل خود، باز هم به سمت معشوق کشیده می‌شود.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۸۳ - مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم

مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم
ننشینم به رهش بر سر کویش نروم ۱

هست خوش مصلحتی لیک دریغا کو تاب
که یک امروز به نظارهٔ رویش نروم ۲

آرزو نام یکی سلسله جنبانم هست
خود به خود من به شکن گیری مویش نروم ۳

سد صلا می‌زند آن چشم و به این جرأت شوق
بر در وصل ز اندیشهٔ خویش نروم ۴

گر توان خواند فسونی که در آیند به دل
هرگز از پیش دل عربده جویش نروم ۵

ساقی ما ز می خاص به بزم آورده است
نیست معلوم که از دست سبویش نروم ۶

وحشی این عشق بد افتاد عجب گر آخر
در سر حسرت رخسار نکویش نروم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.