خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق و دردناک عاشقانه است که در آن شاعر از ناامیدی، رنج و افسردگی ناشی از عشق سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق و آسیبهای عاطفی که متحمل شده، شکایت میکند و احساس میکند که تلاشهایش برای جلب توجه معشوق بیفایده بوده است.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات شدید و دردناک ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۷۰ - عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مردهایم
عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مردهایم
گرم کن هنگامهٔ دیگر که ما افسردهایم ۱
گر همه مرهم شوی ما را نباشی سودمند
کز تو پر آزردگی داریم و بس آزردهایم ۲
لخت لخت است این جگر چون خود نباشد لخت لخت
که مگر دندان حسرت بر جگر افشردهایم ۳
در نمیگیرد باو نیرنگ سازیهای ما
گر چه ز افسون آب از آتش برون آوردهایم ۴
وحشی آن چشمت اگر خواند به خود نادیده کن
کان فریب است اینکه ما سد بار دیگر خوردهایم ۵
گرم کن هنگامهٔ دیگر که ما افسردهایم ۱
گر همه مرهم شوی ما را نباشی سودمند
کز تو پر آزردگی داریم و بس آزردهایم ۲
لخت لخت است این جگر چون خود نباشد لخت لخت
که مگر دندان حسرت بر جگر افشردهایم ۳
در نمیگیرد باو نیرنگ سازیهای ما
گر چه ز افسون آب از آتش برون آوردهایم ۴
وحشی آن چشمت اگر خواند به خود نادیده کن
کان فریب است اینکه ما سد بار دیگر خوردهایم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۹ - ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱ - من این کوشش که در تسخیر آن خودکام میکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.