خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره جدایی، ناامیدی و دوری از معشوق است. شاعر از امیدهای بربادرفته، دلهای پریده و ناکامیهای خود سخن میگوید. او از دوری و سختیهای عشق شکایت میکند و به نوعی به معشوق هشدار میدهد که زمان رسیدن و آگاهی فرا رسیده است. همچنین، شاعر به نشنیدن و نادیده گرفتن حرفهایش توسط معشوق اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۲۶۹ - ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم ۱
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم ۲
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم ۳
کوی تو که باغ ارم روضهٔ خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم ۴
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوهٔ یک باغ نچیدیم ، نچیدیم ۵
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم ۶
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم ۷
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم ۱
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم ۲
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم ۳
کوی تو که باغ ارم روضهٔ خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم ۴
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوهٔ یک باغ نچیدیم ، نچیدیم ۵
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم ۶
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۸ - سحر کجاست که فراش جلوهگاه توام
گوهر بعدی:غزل ۲۷۰ - عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مردهایم
نظرها و حاشیه ها
۱
خیلی کمه و راحت میشه حفظش کرد ممنون از شما که خوانش شعرش رو هم گذاشتین تا کار برای مایی که مجبوریم غزل بفرستیم راحت تر بشه
بازم ممنون