خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، فراق، وصف معشوق، و مفاهیم فلسفی مانند مرگ و زندگی میپردازد. شاعر از زلف معشوق، مژگان، و چشمانش به عنوان نمادهای تاریکی و ابهام یاد میکند و عشق را به عنوان یک نیروی قدرتمند و گاهی دردناک توصیف مینماید.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۲ - لعلی که منم تشنه او آب حیات است
لعلی که منم تشنه او آب حیات است
زلفی که به جان طالب اویم ظلمات است ۱
مژگان که به دل جا نکند خامه موئیست
چشمی که سخنگو نبود چشم دوات است ۲
در کوهکنی پنجه فرهاد توان تافت
معشوق اگر دلبر شیرین حرکات است ۳
از موت نجاتی نبود شاه و گدا را
چون عرصه شطرنج جهان خانه مات است ۴
معشوق مزلف چو شود وقت رهائیست
رویی که شود صاحب خط ماه برات است ۵
ای دل مکن اظهار به او بوسه شب را
دزدی که شد اقرار کی امید نجات است ۶
برخیز و بیا بر سر بیمار فراقت
ای هر قدمت موجب چندین حسنات است ۷
در موسم خط رحم نما بر دل سید
او مفلس عشق است تو را وقت زکوت است ۸
زلفی که به جان طالب اویم ظلمات است ۱
مژگان که به دل جا نکند خامه موئیست
چشمی که سخنگو نبود چشم دوات است ۲
در کوهکنی پنجه فرهاد توان تافت
معشوق اگر دلبر شیرین حرکات است ۳
از موت نجاتی نبود شاه و گدا را
چون عرصه شطرنج جهان خانه مات است ۴
معشوق مزلف چو شود وقت رهائیست
رویی که شود صاحب خط ماه برات است ۵
ای دل مکن اظهار به او بوسه شب را
دزدی که شد اقرار کی امید نجات است ۶
برخیز و بیا بر سر بیمار فراقت
ای هر قدمت موجب چندین حسنات است ۷
در موسم خط رحم نما بر دل سید
او مفلس عشق است تو را وقت زکوت است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.