خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به مفاهیمی مانند عشق، رنج، مرگ، و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر از بندگی عشق، ناپایداری زندگی، و رنجهای روحی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند قمر، سرو، و گل، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
مفاهیم عمیق و گاه تلخ مانند مرگ و رنج روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک استعارههای ادبی و مفاهیم فلسفی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۱ - در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
کار این آهندلان بر عکس چون آئینه است ۱
راز دل را ما چو گل افشان عالم کرده ایم
در کف دست است ما را آنچه در گنجینه است ۲
می خوریم امروز افسوس حیات رفته ار
در بغل داریم تقویمی که از پارینه است ۳
روز شنبه هست روز مرگ طفل بد مزاج
ورنه هر دم عید و هر ساعت لقب آدینه است ۴
لاف آزادی ندارد سیدا مانند سرو
قامتت را همچو قمری بنده دیرینه است ۵
کار این آهندلان بر عکس چون آئینه است ۱
راز دل را ما چو گل افشان عالم کرده ایم
در کف دست است ما را آنچه در گنجینه است ۲
می خوریم امروز افسوس حیات رفته ار
در بغل داریم تقویمی که از پارینه است ۳
روز شنبه هست روز مرگ طفل بد مزاج
ورنه هر دم عید و هر ساعت لقب آدینه است ۴
لاف آزادی ندارد سیدا مانند سرو
قامتت را همچو قمری بنده دیرینه است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - لعلی که منم تشنه او آب حیات است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.