خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و فراق میگوید و از بیوفایی معشوق شکایت دارد. او از داغ دل و رنجهای عاطفی سخن میگوید و با تصاویری مانند شمشیر بر کمر، داغ بر اعضا، و فراق معشوق که عزم سفر کرده، احساسات خود را بیان میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگینانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۰ - دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است
دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است
داغم از اعضا چو شاخ ارغوان گل کرده است ۱
می برد آغوشم از حسرت ز جا چون برگ گل
محمل خود را مگر از بال بلبل کرده است ۲
بهر قتلم کرده با او خونم انشا نامه یی
بر کمر بربسته شمشیر و تغافل کرده است ۳
از پریشان روزگاری ها نمی آیم برون
خاطر آشفته ام بیعت به سنبل کرده است ۴
خیر بادش سیدا کردم نوید وصل داد
می شود معلوم در رفتن تأمل کرده است ۵
داغم از اعضا چو شاخ ارغوان گل کرده است ۱
می برد آغوشم از حسرت ز جا چون برگ گل
محمل خود را مگر از بال بلبل کرده است ۲
بهر قتلم کرده با او خونم انشا نامه یی
بر کمر بربسته شمشیر و تغافل کرده است ۳
از پریشان روزگاری ها نمی آیم برون
خاطر آشفته ام بیعت به سنبل کرده است ۴
خیر بادش سیدا کردم نوید وصل داد
می شود معلوم در رفتن تأمل کرده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - دلم به پرده دریهای اشک خورسند است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.