خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رنجهای عاشقانه، ناپایداری دنیا، و مفاهیم عمیق فلسفی میپردازد. شاعر از یار نوآشنایی که مدارا نمیکند شکایت دارد و از دردهای عشق و ناملایمات زندگی میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند وحدت و کثرت دارد و در پایان، توصیهای به پا گذاشتن مردانه در کوی عشقبازی میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۲۳ - دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
کام از جهان مجوئید صحرای کربلائیست ۱
ای باغبان در این باغ دانسته نه قدم را
هرگل سر شهیدیست هر برگ بینوائیست ۲
در کوی عشقبازی مردانه پا گذارید
هر منزلی طلسمیست هر گام اژدهائیست ۳
عاشق وصال وحدت زاهد سماع کثرت
در هر دلی خیالی در سری هوائیست ۴
چون شمع آب و آتش کردند سازواری
ما را به نفس سرکش هر روز ماجرائیست ۵
از بس که بهر روزی گردیده ام جهان را
دستار بر سر من چون سنگ آسیائیست ۶
نسبت دهند خوبان با سرو قد خود را
باشد سری بتان را هر جا برهنه پائیست ۷
از بس که باغبانان کردند پنبه در گوش
هر جغد در گلستان مرغ سخن سرائیست ۸
چون زلف خویش آن شوخ پیچیده سر ز پندم
هر حرف من به گوشش گویا هزار پائیست ۹
آغاز عشق دل را ای سیدا میازار
باو مکن مدارا یار نوآشنائیست ۱۰
کام از جهان مجوئید صحرای کربلائیست ۱
ای باغبان در این باغ دانسته نه قدم را
هرگل سر شهیدیست هر برگ بینوائیست ۲
در کوی عشقبازی مردانه پا گذارید
هر منزلی طلسمیست هر گام اژدهائیست ۳
عاشق وصال وحدت زاهد سماع کثرت
در هر دلی خیالی در سری هوائیست ۴
چون شمع آب و آتش کردند سازواری
ما را به نفس سرکش هر روز ماجرائیست ۵
از بس که بهر روزی گردیده ام جهان را
دستار بر سر من چون سنگ آسیائیست ۶
نسبت دهند خوبان با سرو قد خود را
باشد سری بتان را هر جا برهنه پائیست ۷
از بس که باغبانان کردند پنبه در گوش
هر جغد در گلستان مرغ سخن سرائیست ۸
چون زلف خویش آن شوخ پیچیده سر ز پندم
هر حرف من به گوشش گویا هزار پائیست ۹
آغاز عشق دل را ای سیدا میازار
باو مکن مدارا یار نوآشنائیست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - لعلی که منم تشنه او آب حیات است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - از غم دلی که آب نشد سد آهن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.