خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از بیوفایی و بیتوجهی یار است. شاعر از نادیده گرفته شدن وفاداری و ارزش عشق خود شکایت دارد و از درد دوری و بیتوجهی یار به خود مینالد. او از بیارزش شدن عشق و وفاداری در مقابل خار و خس دنیا اظهار تاسف میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵۷ - قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ
قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ
قدر یاران وفادار ندانست دریغ ۱
درد محرومی دیدار مرا کشت افسوس
یار حال من بیمار ندانست دریغ ۲
یار هر خار و خسی گشت درین گلشن حیف
قیمت آن گل رخسار ندانست دریغ ۳
زارم انداخت ز پا خواری هجران هیهات
مردم و حال مرا یار ندانست دریغ ۴
وحشی آن عربده جو کشت به خواری ما را
قدر عشاق جگرخوار ندانست دریغ ۵
قدر یاران وفادار ندانست دریغ ۱
درد محرومی دیدار مرا کشت افسوس
یار حال من بیمار ندانست دریغ ۲
یار هر خار و خسی گشت درین گلشن حیف
قیمت آن گل رخسار ندانست دریغ ۳
زارم انداخت ز پا خواری هجران هیهات
مردم و حال مرا یار ندانست دریغ ۴
وحشی آن عربده جو کشت به خواری ما را
قدر عشاق جگرخوار ندانست دریغ ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.