خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به دوری از معشوق است. شاعر از بیمعنایی زندگی بدون حضور معشوق سخن میگوید و از دست دادن او را به از دست دادن یوسف از کنعان تشبیه میکند. او از ناامیدی و بیفایده بودن زندگی بدون خدمت به معشوق میگوید و از بیمعنایی جهان بدون حضور او سخن میراند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۵۶ - بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ
بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ
از چنان جانی که باشد بی رخ جانان چه حظ ۱
دیگر از شهرم چه خوشحالی چو آن مه پاره رفت
چون ز کنعان رفت یوسف دیگر از کنعان چه حظ ۲
ناامید از خدمت او جان چه کار آید مرا
جان که صرف خدمت جانان نگردد زان چه حظ ۳
جانب بستان چه میخوانی مرا ای باغبان
با من آن گلپیرهن چون نیست در بستان چه حظ ۴
دل به تنگ آمد مرا وحشی نمیخواهم جهان
از جهان بی او مرا در گوشهٔ حرمان چه حظ ۵
از چنان جانی که باشد بی رخ جانان چه حظ ۱
دیگر از شهرم چه خوشحالی چو آن مه پاره رفت
چون ز کنعان رفت یوسف دیگر از کنعان چه حظ ۲
ناامید از خدمت او جان چه کار آید مرا
جان که صرف خدمت جانان نگردد زان چه حظ ۳
جانب بستان چه میخوانی مرا ای باغبان
با من آن گلپیرهن چون نیست در بستان چه حظ ۴
دل به تنگ آمد مرا وحشی نمیخواهم جهان
از جهان بی او مرا در گوشهٔ حرمان چه حظ ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم، غلط
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.