خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به زیبایی و جذابیت یک شخصیت اشاره دارد که با حرکات و رفتارهایش، دنیا را فریب می‌دهد و دیگران را مجذوب خود می‌کند. شاعر از عشق و جذبه‌های این شخصیت سخن می‌گوید و وضعیت زمانه را در مواجهه با چنین موجودی توصیف می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۲ - بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش

بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش ۱

بود جهان جهان فریب از پی جان مضطرب
آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش ۲

ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا
طرز خرام کردن و پا به زمین نهادنش ۳

جذب محبتش کشد، هست بهانه‌ای و بس
اینهمه تند گشتن و در پی من فتادنش ۴

وحشی اگر چنین بود وضع زمانه بعد ازین
وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۱ - با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳ - بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.