خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساس گناه و تقاضای مجازات سخن می‌گوید. او از عشق و رنجی که تحمل کرده است می‌گوید و تقاضا می‌کند که با کشتنش، او را از این درد رها کنند. همچنین، او به عفو و رحمت اشاره می‌کند اما می‌گوید که رحمت حدی دارد و از آن حد گذشته است.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند تقاضای مرگ و احساس گناه ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۹ - مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش

مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش
بی گنه می‌کشتیم ، اکنون گنهکارم بکش ۱

تیغ بیرحمی بکش اول زبانم را ببر
پس بیازار و پس از حرمان بسیارم بکش ۲

جرم می‌آید زمن تا عفو می‌آید ز تو
رحم را حدیست ، از حد رفت ، این بارم بکش ۳

وحشیم من کشتن من اینکه رویت بنگرم
روی خود بنما و از شادی دیدارم بکش ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۸ - الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰ - کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
نظرها و حاشیه ها ۱
۱۴۰۱/۸/۱ ۰۳:۰۲

روی خود بنما و از شادی دیدارم بکش!

عالی!!!