خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از خداوند درخواست میکند که از شر ناپسندان و حیلههای مردم فریبان در امان بماند. او از وضعیت دشواری که در آن قرار دارد سخن میگوید و از خدا میخواهد که او را از فتنهها حفظ کند. همچنین، شاعر آرزو میکند که بتواند با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کند و از رفتارهای ناشایست دوری جوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق و انتزاعی مانند دعا، فتنه، و روابط اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.
غزل ۲۴۸ - الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
ز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارش ۱
صدای شهپر شاهینی از هر گوشه میآید
تذرو غافلی دارم مقیم آشیان دارش ۲
خدایا با منش خوش سر گران داری و خرسندم
نه تنها با من و بس ، با همه کس سرگران دارش ۳
پدید آرد هوس از عشق با مردم جفا کاری
نمیخواهم بر این باشد ، خداوندا برآن دارش ۴
تغافل کیش و کین اندیش و دوری جوی و وحشی خوی
عجب وضعیست خوش یارب همیشه آنچنان دارش ۵
زمان اول حسن است و هستش فتنهها درپی
الاهی در امان از فتنهٔ آخر زمان دارش ۶
خدایا فرصت یک حرف پند آمیز میخواهم
نمیگویم که با وحشی همیشه همزبان دارش ۷
ز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارش ۱
صدای شهپر شاهینی از هر گوشه میآید
تذرو غافلی دارم مقیم آشیان دارش ۲
خدایا با منش خوش سر گران داری و خرسندم
نه تنها با من و بس ، با همه کس سرگران دارش ۳
پدید آرد هوس از عشق با مردم جفا کاری
نمیخواهم بر این باشد ، خداوندا برآن دارش ۴
تغافل کیش و کین اندیش و دوری جوی و وحشی خوی
عجب وضعیست خوش یارب همیشه آنچنان دارش ۵
زمان اول حسن است و هستش فتنهها درپی
الاهی در امان از فتنهٔ آخر زمان دارش ۶
خدایا فرصت یک حرف پند آمیز میخواهم
نمیگویم که با وحشی همیشه همزبان دارش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.