خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از درد و اندوه فراق و ناامیدی سخن می‌گوید. او از بار سنگین غم و رنجی که بر دوش دارد شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دیگر توان تحمل آن را ندارد. شاعر از غم و نیشی که در زندگی وجود دارد می‌نالد و آرزو می‌کند که بتواند از این دردها رهایی یابد.

متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند درد، اندوه و ناامیدی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۷ - ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش

ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
خون چون من بیکسی آسان توان بردن ز پیش ۱

هست بیش از طاقت من بار اندوه فراق
بیش ازین طاقت ندارم گفته‌ام سد بار بیش ۲

ناوکت گفتم زدل بگذشت رنجیدی به جان
جان من گفتم خطایی مگذران از لطف خویش ۳

از کدامین درد خود نالم که از دست غمت
سینه‌ام چون دل فکار است و درون چون سینه ریش ۴

نوش عشرت نیست وحشی در جهان بی نیش غم
آرزوی نوش اگر داری منال از زخم نیش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - تو و هر روز و بزم عشرت خویش
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.