خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ تنهایی، محنت و هجران است. شاعر از زندگی پر از رنج خود و دوری از دیگران سخن میگوید و از این که تنها سنگ قبرش را میبیند، ابراز ناراحتی میکند. همچنین، او از این که دیگران برای راندن او زحمت میکشند، اظهار ناراحتی میکند و در پایان، از نالههای خود در زیر تیغ سرنوشت سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند تنهایی، محنت و مرگ نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۴۶ - تو و هر روز و بزم عشرت خویش
تو و هر روز و بزم عشرت خویش
من و شبها و کنج محنت خویش ۱
منم با محنت روی زمین خوش
نگه دار آسمان گو راحت خویش ۲
ز هجران مردم و بر سر ندیدم
کسی را غیر سنگ تربت خویش ۳
مکش زحمت برای راندن ما
که ما خواهیم بردن زحمت خویش ۴
به زیر تیغ او نالید وحشی
فتادش سربه پیش از خجلت خویش ۵
من و شبها و کنج محنت خویش ۱
منم با محنت روی زمین خوش
نگه دار آسمان گو راحت خویش ۲
ز هجران مردم و بر سر ندیدم
کسی را غیر سنگ تربت خویش ۳
مکش زحمت برای راندن ما
که ما خواهیم بردن زحمت خویش ۴
به زیر تیغ او نالید وحشی
فتادش سربه پیش از خجلت خویش ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۵ - ما در مقام صبر فشردیم گام خویش
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷ - ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.