خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به بیان احساسات عاشقانه و کشمکش بین شوق دیدار و صبر در برابر دوری می‌پردازد. شاعر از عشق و هجران سخن می‌گوید و تلاش می‌کند با صبر و تحمل، درد دوری را تحمل کند. همچنین، او به ارزش آزادی و استقلال در عشق اشاره می‌کند و از قید و بندهای عاطفی دوری می‌جوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند هجران و درد دوری نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۸ - عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باش

عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باش
چند گه با یار بودی، چند گه بی یار باش ۱

شوق می‌گوید که آسان نیست بی او زیستن
صبر می‌گوید که باکی نیست گو دشوار باش ۲

وصل خواری بر دهد ای طایر بستان پرست
گلستان خواهی قفس، مستغنی از گلزار باش ۳

وصل اگر اینست و ذوقش این که من دریافتم
گر ز حرمانت بسوزد هجر منت دار باش ۴

صبر خواهم کرد وحشی از غم نادیدنش
من چو خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۷ - ای دل به بند دوری او جاودانه باش
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹ - تن اگر نبود ز نزدکان چو شد گو دور باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.