خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از تغییر حالات و احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از عشق و جذابیت معشوق و ارتباط عمیق و بینیاز از کلام بین خود و معشوق صحبت میکند. همچنین، شاعر به قدرت و تأثیر نگاه و حرکات معشوق اشاره میکند که باعث شوریدگی و شیدایی او شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۰ - دوش پر عربدهای بود و نه آنست امروز
دوش پر عربدهای بود و نه آنست امروز
نگهش قاصد سد لطف نهانست امروز ۱
حسنش آنست ولی خود نه همانست بلی
بودی آفت دل ، راحت جانست امروز ۲
روی در روی و نگه بر نگه و چشم به چشم
حرف ما و تو چه محتاج زبانست امروز ۳
شرح رازی که میان من و او خواهد بود
بیش از حوصلهٔ نطق و بیانست امروز ۴
تا چه ها بر سر و دستار حریفان گذرد
زان میتند که در رطل گرانست امروز ۵
بر کمان میکشد آن غمزهٔ خدنگی که مپرس
ای خوشا سینهٔ وحشی که نشانست امروز ۶
نگهش قاصد سد لطف نهانست امروز ۱
حسنش آنست ولی خود نه همانست بلی
بودی آفت دل ، راحت جانست امروز ۲
روی در روی و نگه بر نگه و چشم به چشم
حرف ما و تو چه محتاج زبانست امروز ۳
شرح رازی که میان من و او خواهد بود
بیش از حوصلهٔ نطق و بیانست امروز ۴
تا چه ها بر سر و دستار حریفان گذرد
زان میتند که در رطل گرانست امروز ۵
بر کمان میکشد آن غمزهٔ خدنگی که مپرس
ای خوشا سینهٔ وحشی که نشانست امروز ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - مست آن ترک به کاشانه من بود امروز
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.