خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی خود سخن میگوید. او از حضور معشوق در خانهاش و غوغایی که به پا شده، یاد میکند و از درد دوری از معشوق و دیوانگیهای شبانه خود میگوید. همچنین، از ویرانگی و غمی که در دلش است، سخن به میان میآورد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی مانند عشق، دیوانگی، و درد دوری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۲۹ - مست آن ترک به کاشانه من بود امروز
مست آن ترک به کاشانه من بود امروز
وه چه غوغا که نه در خانهٔ من بود امروز ۱
وای بر غیر اگر یک دو سه روزی ماند
با من این نوع که جانانهٔ من بود امروز ۲
بی لبت خون دلی بود که دورم میداد
می که در ساغر و پیمانهٔ من بود امروز ۳
بسکه شب قصهٔ دیوانگی از من سرزد
بر زبان همه افسانهٔ من بود امروز ۴
شرح ویرانگی جغد غم از وحشی پرس
زانکه یک لحظه به ویرانهٔ من بود امروز ۵
وه چه غوغا که نه در خانهٔ من بود امروز ۱
وای بر غیر اگر یک دو سه روزی ماند
با من این نوع که جانانهٔ من بود امروز ۲
بی لبت خون دلی بود که دورم میداد
می که در ساغر و پیمانهٔ من بود امروز ۳
بسکه شب قصهٔ دیوانگی از من سرزد
بر زبان همه افسانهٔ من بود امروز ۴
شرح ویرانگی جغد غم از وحشی پرس
زانکه یک لحظه به ویرانهٔ من بود امروز ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - شدهام سگ غزالی که نگشته رام هرگز
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - دوش پر عربدهای بود و نه آنست امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.