خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن درباره درد و رنج دوری از معشوق و تأثیرات عمیق آن بر عاشق است. شاعر بیان میکند که دوری از یار، حتی اگر کوتاه باشد، مانند زهری کشنده است و عاشق را به زاری و اندوه میکشاند. همچنین، او اشاره میکند که جفا و دوری، وفاداران را بیشتر از دیگران میکشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۰۴ - ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
زهریست این که اندک و بسیار میکشد ۱
عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش میبرد به زاری و خوش زار میکشد ۲
مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار میکشد ۳
آنجا که حسن دست به تیغ کرشمه برد
اول جفاکشان وفادار میکشد ۴
وحشی چنین کشنده بلایی که هجر اوست
ما را هزار بار نه یک بار میکشد ۵
زهریست این که اندک و بسیار میکشد ۱
عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش میبرد به زاری و خوش زار میکشد ۲
مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار میکشد ۳
آنجا که حسن دست به تیغ کرشمه برد
اول جفاکشان وفادار میکشد ۴
وحشی چنین کشنده بلایی که هجر اوست
ما را هزار بار نه یک بار میکشد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - در راسته ی ناز فروشان که بتانند
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - خونخواره راهی میروم تا خود به پایان کی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.