این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی سخن میگوید و به ناپایداری و فریبندگی زیبایی و عشق اشاره میکند. او از بیوفایی و گذرایی عمر و جان میگوید و به مخاطب هشدار میدهد که در برابر این زیباییهای فریبنده محتاط باشد. همچنین، شاعر از سختیها و بیدادهایی که در راه عشق وجود دارد، سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که زیبایی و عشق میتوانند آزاردهنده باشند.
این متن دارای مفاهیم عمیق و انتزاعی مانند ناپایداری عشق و زیبایی، بیوفایی و گذرایی عمر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۰۳ - در راسته ی ناز فروشان که بتانند
ماییم و نگاهی که به هیچش نستانند ۱
ای عشق شدی خوار بکش ناز دو روزی
کاین حسن فروشان همه قدر تو ندانند ۲
خوبان که گهی خوانمشان عمر و گهی جان
بازی مخور از من که نه عمرند و نه جانند ۳
جانند بدین وجه کشان نیست وفایی
عمرند از این رو که به سرعت گذرانند ۴
جز رنگی و بویی نه و صد مایهٔ آزار
در پردهٔ گل خاربنی چند نهانند ۵
بیجوشن فولاد صبوری نروی پیش
کاین لشکر بیداد عجب سخت کمانند ۶
وحشی سخن نقص بتان بیهده گوییست
خوبند الهی که بسی سال بمانند ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.