خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از تلاش و رنجهای خود در راه رسیدن به هدف سخن میگوید. او از سختیهای مسیر و ناامیدیهایی که با آن مواجه است، صحبت میکند، اما همچنان به تلاش ادامه میدهد. شاعر به عشق و جستجوی معنا در زندگی اشاره میکند و از طبیعت و نمادهای آن برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۲۰۵ - خونخواره راهی میروم تا خود به پایان کی رسد
خونخواره راهی میروم تا خود به پایان کی رسد
پایی که این ره سر کند دیگر به دامان کی رسد ۱
سهل است کار پای من گو در طلب فرسوده شو
این سر که من میبینمش لیکن به سامان کی رسد ۲
گر چه توانی چارهام سهل است گو دردم بکش
نتوان نهادن بدعتی عاشق به درمان کی رسد ۳
جانی که پرسیدی از و کرده وداع کالبد
بر لب ستاده منتظر تا از تو فرمان کی رسد ۴
داور دلم در تربیت شاخی برش نادیده کس
تا چون گلی زو بشکفد یا میوهٔ آن کی رسد ۵
نازم مشام شوق را ورنه صبا گر بگذرد
در مصر بر پیراهنی بویش به کنعان کی رسد ۶
موری بجد بندد میان بزم سلیمان جا کند
تو سعی کن وحشی مگو کاین جان به جانان کی رسد ۷
پایی که این ره سر کند دیگر به دامان کی رسد ۱
سهل است کار پای من گو در طلب فرسوده شو
این سر که من میبینمش لیکن به سامان کی رسد ۲
گر چه توانی چارهام سهل است گو دردم بکش
نتوان نهادن بدعتی عاشق به درمان کی رسد ۳
جانی که پرسیدی از و کرده وداع کالبد
بر لب ستاده منتظر تا از تو فرمان کی رسد ۴
داور دلم در تربیت شاخی برش نادیده کس
تا چون گلی زو بشکفد یا میوهٔ آن کی رسد ۵
نازم مشام شوق را ورنه صبا گر بگذرد
در مصر بر پیراهنی بویش به کنعان کی رسد ۶
موری بجد بندد میان بزم سلیمان جا کند
تو سعی کن وحشی مگو کاین جان به جانان کی رسد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۴ - ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶ - عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.