خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تصاویر و استعارههای غنی برای توصیف صحنههای نبرد، شجاعت، و گذر از سختیها به سوی آرامش استفاده میکند. در آن از عناصری مانند خنجر، شیر، تیغ، و اسبهای تندرو برای نشان دادن مبارزه و پیروزی استفاده شده است. همچنین، تغییر فصل از خزان به بهار به عنوان نمادی از گذر از تاریکی به روشنایی و امید به کار رفته است.
این متن شامل مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، تصاویر خشن مانند خنجر پرخون و صحنههای نبرد ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۰۰ - صد حشر جان ز پی یکه سواری رسید
صد حشر جان ز پی یکه سواری رسید
خنجر پرخون به دست شیر شکاری رسید ۱
بیهده ابرش نتاخت این طرف آن ترک مست
تیغ به دست این چنین از پی کاری رسید ۲
رخش دوانی ز پیش، اشک فشانی ز پی
تند سواری گذشت ، غاشیه داری رسید ۳
داغ جنون تازه گشت این دل پژمرده را
سخت خزانی گذشت، خوب بهاری رسید ۴
وحشی ازین موج خیز رست ولی بعد مرگ
غوطه بسی زد به خون تا به کناری رسید ۵
خنجر پرخون به دست شیر شکاری رسید ۱
بیهده ابرش نتاخت این طرف آن ترک مست
تیغ به دست این چنین از پی کاری رسید ۲
رخش دوانی ز پیش، اشک فشانی ز پی
تند سواری گذشت ، غاشیه داری رسید ۳
داغ جنون تازه گشت این دل پژمرده را
سخت خزانی گذشت، خوب بهاری رسید ۴
وحشی ازین موج خیز رست ولی بعد مرگ
غوطه بسی زد به خون تا به کناری رسید ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹ - ز کار بستهٔ ما عقدهٔ حرمان که بگشاید
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱ - مگر من بلبلم کز گفتگوی گل زبان بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.