این متن شعری است که به عشق و صبر در برابر سختیها میپردازد. شاعر از دلی سخن میگوید که با عشق گرم میشود و هرگز سرد نمیگردد. همچنین، به صبر و مقاومت در برابر مشکلات اشاره میکند و بیان میکند که عشق و وفاداری باعث میشوند که فرد در برابر سختیها تسلیم نشود. شاعر از مستی و شادی نیز سخن میگوید و نشان میدهد که حتی در شرایط سخت، میتوان به زندگی لبخند زد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند عشق، صبر، و مستی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۹۵ - دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمیداند
چراغی را که این آتش بود مردن نمیداند ۱
دلی دارم که هر چندش بیازاری نیازارد
نه دل سنگست پنداری که آزردن نمیداند ۲
خسک در زیر پا دارد مقیم کوی مشتاقی
عجب نبود که پای صبر افشردن نمیداند ۳
عنان کمتر کش اینجا چون رسی کز ما وفاکیشان
کسی دست تظلم بر عنان بردن نمیداند ۴
میی در کاسه دارم مایهٔ سد گونه بد مستی
هنوز او مستی خون جگر خوردن نمیداند ۵
بخند، ای گل کز آب چشم وحشی پرورش داری
که هر گل کو به بار آورد پژمردن نمیداند ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.