خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عشق نافرجام است. شاعر از یار خود که میل به کشتن او دارد، شکایت میکند و از افشای درد عشق خود و رسواییای که این عشق برایش به همراه آورده، سخن میگوید. او از اشکهایش که آبرویش را میبرد و از کسانی که به تماشای جنون او میآیند، گله میکند. همچنین، شاعر از دردهای مداوم و سنگینی که بر دلش وارد میشود، سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عشق و مفاهیم مرتبط با آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری دارد.
غزل ۱۸۸ - هرکه یار ماست میل کشتن ما میکند
هرکه یار ماست میل کشتن ما میکند
جرم یاران چیست دوران این تقاضا میکند ۱
میکند افشای درد عشق داغ تازهام
این سیهرو دردمندان را چه رسوا میکند ۲
اشک هر دم پیش مردم آبرویم میبرد
چون توان گفتن که طفلی با من اینها میکند ۳
از جنون ما تماشای خوشی خواهد شدن
هر که میآید به کوی ما تماشا میکند ۴
دم به دم از درد وحشی سنگ بر دل میزند
هر زمان درد دلی از سنگ پیدا میکند ۵
جرم یاران چیست دوران این تقاضا میکند ۱
میکند افشای درد عشق داغ تازهام
این سیهرو دردمندان را چه رسوا میکند ۲
اشک هر دم پیش مردم آبرویم میبرد
چون توان گفتن که طفلی با من اینها میکند ۳
از جنون ما تماشای خوشی خواهد شدن
هر که میآید به کوی ما تماشا میکند ۴
دم به دم از درد وحشی سنگ بر دل میزند
هر زمان درد دلی از سنگ پیدا میکند ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - آیینهٔ جمال ترا آن صفا نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - ما را به سوی خود خم موی تو میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.