خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و وفاداری در عشق میپردازد. شاعر بیان میکند که عاشق واقعی از جفا و آزار معشوق نمیگریزد و وفاداری را از ویژگیهای اصلی عشق میداند. همچنین، شاعر از طعنههای دیگران نسبت به عاشقان انتقاد میکند و تأکید میکند که عشق واقعی از سختیها و طعنهها نمیهراسد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عشق و وفاداری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۸۴ - غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
نه عاشق بلهوس باشد که از آزار بگریزد ۱
ببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشن
که گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد ۲
نباشد بی وفا گل بلکه مرغی بی وفا باشد
که چون گل را نماند خوبی رخسار بگریزد ۳
بس است این طعنه از پروانه تا جاوید بلبل را
که رنگ و بوی گل چون رفت از گلزار بگریزد ۴
چرا از نسبت خود عشق را تهمت نهد وحشی
کسی کز جور یار و طعنهٔ اغیار بگریزد ۵
نه عاشق بلهوس باشد که از آزار بگریزد ۱
ببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشن
که گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد ۲
نباشد بی وفا گل بلکه مرغی بی وفا باشد
که چون گل را نماند خوبی رخسار بگریزد ۳
بس است این طعنه از پروانه تا جاوید بلبل را
که رنگ و بوی گل چون رفت از گلزار بگریزد ۴
چرا از نسبت خود عشق را تهمت نهد وحشی
کسی کز جور یار و طعنهٔ اغیار بگریزد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - در آن دیار که هجران بود حیات نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.