خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد و رنج ناشی از جدایی و تفرقه سخن می‌گوید. شاعر از عشق و دل‌تنگی برای یار و تأثیرات عمیق آن بر دل خود می‌گوید. همچنین، او از بی‌عدالتی و تظلم‌هایی که در طول عمرش تجربه کرده، شکایت می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند عشق، جدایی، و بی‌عدالتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعاره‌های پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۳ - پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد

پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد
بهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد ۱

تبسمی ز لب دلفریب او دیدم
که هر چه با دل من کرد آن تبسم کرد ۲

چنان شدم ز غم و غصهٔ جدایی دوست
که دید دشمن اگر حال من ، ترحم کرد ۳

ز سنگ تفرقه ایمن نشست صاف دلی
که رفت و تکیه به دیوار دیر چون خم کرد ۴

نگفت یار که داد از که می‌زند وحشی
اگر چه بر در او عمرها تظلم کرد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۲ - کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴ - غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.