خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و فراق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود تلاش برای صبر و تحمل دوری، ترس از اتفاقات ناگهانی و روزگار ناخوشایند او را آزار می‌دهد. او آرزو می‌کند که روزی درد و رنجش نیز در میان صحبت‌های مشتاقان شنیده شود.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۰ - پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد

پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد
که شوق افزون شود چون روزگاری در میان افتد ۱

به خود دادم قرار صبر بی او یک دو روز اما
از آن ترسم که ناگه روزگاری در میان افتد ۲

فغان کز دست شد کارم ز هجر و کار سازان را
ز ضعف طالعم هر روز کاری در میان افتد ۳

خوش آن روزی که چون گویند پیشت حرف مشتاقان
حدیث درد من هم از کناری در میان افتد ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.