خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوع عشق و عاشقی می‌پردازد و از سختی‌ها و ارزش‌های آن سخن می‌گوید. عشق به عنوان مایه‌ای از بی‌اعتباری و در عین حال رکن اعظم بردباری توصیف شده است. همچنین، عشق به عنوان غایت نومیدی و امیدواری و راهی برای رستگاری و راستی بیان شده است. متن تأکید می‌کند که عشق نیازمند فداکاری و حفظ دوستی است.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نومیدی و امیدواری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۹ - عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند

عشق گو بی عزتم کن ، عشق و خواری گفته‌اند
عاشقی را مایهٔ بی اعتباری گفته‌اند ۱

کوه محنت بر دلم نه منتت بر جان من
عاشقی را رکن اعظم بردباری گفته‌اند ۲

پای تا سر بیم و امیدم که طور عشق را
غایت نومیدی و امیدواری گفته‌اند ۳

پیش من هست احتراز از چشم و دل از غیر دوست
آنچه اهل تقویش پرهیزکاری گفته‌اند ۴

راست شد دل با رضای یار و ، رست از هجر و وصل
آری آری راستی و رستگاری گفته‌اند ۵

من مرید عشق گر ارشاد آن شد حاصلم
آن صفت کش نام موت اختیاری گفته‌اند ۶

زیستن فرعست وحشی ، اصل پاس دوستیست
جان و سر سهلست اول حفظ یاری گفته‌اند ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۸ - باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰ - پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.