خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و فداکاری در راه آن میپردازد. شاعر از رهایی از دغدغههای دنیوی و تسلیم شدن در برابر عشق سخن میگوید. او از دردها و رنجهای عشق و بیقراری دل در این راه صحبت میکند و به نوعی تسلیم شدن در برابر سرنوشت و عشق را توصیه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و تسلیم شدن در برابر سرنوشت ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۷۱ - اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند
اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند
هر کس که از جان بگذرد بسیار خون آسان کند ۱
ای دل به راه سیل غم جان را چه غمخواری کنی
این خانهٔ اندوه را بگذار تا ویران کند ۲
جان صرف پرکاری که او چون رو به بازار آورد
بازار خوبان بشکند نرخ بلا ارزان کند ۳
از بی سر و سامانیم یاران نصیحت تا به کی
او میگذارد تا کسی فکر سرو سامان کند ۴
شد کعبهٔ دل از بتان بتخانه وحشی چون کنم
داغ رقیبانش اگر آتشگه گبران کند ۵
هر کس که از جان بگذرد بسیار خون آسان کند ۱
ای دل به راه سیل غم جان را چه غمخواری کنی
این خانهٔ اندوه را بگذار تا ویران کند ۲
جان صرف پرکاری که او چون رو به بازار آورد
بازار خوبان بشکند نرخ بلا ارزان کند ۳
از بی سر و سامانیم یاران نصیحت تا به کی
او میگذارد تا کسی فکر سرو سامان کند ۴
شد کعبهٔ دل از بتان بتخانه وحشی چون کنم
داغ رقیبانش اگر آتشگه گبران کند ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - ملک دل را سپه ناز به یغما آمد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.