خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با وجود درد و زخمهایی که از معشوق دیده است، همچنان به او عشق میورزد و از زیباییها و مهارتهای معشوق تمجید میکند. شعر ترکیبی از ستایش و شکایت است که نشاندهندهی رابطهای پرتنش و عاشقانه است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۵۵۹ - بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
کافر دلی چشم سیه مست تو نازم ۱
خون ریخته تا دامن صحرای قیامت
این زخم که بر من زدهای، دست تو نازم! ۲
دوران چو تو یک ترک کماندار نداری
صیدی چو من انداختهای، شست تو نازم! ۳
با آنکه ز هم نگسلد آمد شد لطفی
آن چین به جبین ریزی پیوست تو نازم ۴
فیّاض باین عجز شدی صید وی آخر
انداز بلندِ نظرِ پست تو نازم ۵
کافر دلی چشم سیه مست تو نازم ۱
خون ریخته تا دامن صحرای قیامت
این زخم که بر من زدهای، دست تو نازم! ۲
دوران چو تو یک ترک کماندار نداری
صیدی چو من انداختهای، شست تو نازم! ۳
با آنکه ز هم نگسلد آمد شد لطفی
آن چین به جبین ریزی پیوست تو نازم ۴
فیّاض باین عجز شدی صید وی آخر
انداز بلندِ نظرِ پست تو نازم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۸ - زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
گوهر بعدی:شماره ۵۶۰ - من مست محبّتم چه سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.