خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فداکاری سخن میگوید، از زخمهایی که به پای معشوق متحمل شده و از تلاشهای بیثمرش در رسیدن به مقصود. او از ترس آلودگی دامن معشوق، از بسیاری چیزها گذشت و در نهایت، به خرابات پناه برد و از خانقاه و مدرسه دوری گزید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خرابات و خانقاه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۸ - زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم
دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم ۱
ترسیدم از آلودگی دامن پاکت
در پیش تو ز آن بود که در خون نتپیدم ۲
پرواز گلستان نتوان بیمدد ضعف
تا پر نشکستم به مرادی نرسیدم ۳
تا کعبة مقصد قدمی بیش نبودست
میدان ازل تا به ابد هرزه دویدم ۴
رفتم ز در خانقه و مدرسه فیّاض
تا تنگ در آغوش خرابات خزیدم ۵
دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم ۱
ترسیدم از آلودگی دامن پاکت
در پیش تو ز آن بود که در خون نتپیدم ۲
پرواز گلستان نتوان بیمدد ضعف
تا پر نشکستم به مرادی نرسیدم ۳
تا کعبة مقصد قدمی بیش نبودست
میدان ازل تا به ابد هرزه دویدم ۴
رفتم ز در خانقه و مدرسه فیّاض
تا تنگ در آغوش خرابات خزیدم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۷ - خاک پای تو که در چشم تر انباشته بودم
گوهر بعدی:شماره ۵۵۹ - بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.