خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق و محبت ناکام می‌گوید و از اینکه مورد ملامت و حسرت قرار گرفته است، ابراز ناراحتی می‌کند. او احساس می‌کند که در دل دیگران جایی ندارد و دشمنانش به کام رسیده‌اند. همچنین، از تنهایی و عزلت خود می‌نالد و بیان می‌کند که با وجود عشق به companionship، طبیعت کودکانه‌اش مانع از رهایی اوست.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۰ - من مست محبّتم چه سازم

من مست محبّتم چه سازم
سرشار ملامتم چه سازم ۱

جا در دل بیغمان ندارم
من سوز محبّتم چه سازم ۲

پیوسته به کام دشمنانم
من بادة عشرتم چه سازم ۳

در مشرب خویش خوشگوارم
خونابة حسرتم چه سازم ۴

راحت سر صحبتم ندارد
شایستة محنتم چه سازم ۵

گویند ببر ز مهر اطفال
من طفلْ طبیعتم چه سازم ۶

فیّاض به عزلتم چه خوانی
من عاشق صحبتم چه سازم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۹ - بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
گوهر بعدی:شماره ۵۶۱ - به جان افزایم و خاک بدن در خاکدان ریزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.