خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از رفتارهای متناقض و ناراحتکننده معشوق خود شکایت میکند. او از نگاههای زهرآلود، دوریهای بیدلیل، و وعدههای بیپایه معشوق میگوید و از این که چرا معشوق به جای نزدیکی، دوری میکند و به جای صلح، جنگ میطلبد، تعجب میکند.
این متن شامل مفاهیم عاطفی پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای قدیمی ممکن است برای نوجوانان کمسنتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۶ - با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
وز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود ۱
آن ناز چشم کرده سر صلح اگر نداشت
از دور ایستادن و خندیدنش چه بود ۲
اظهار قرب اگر نه غرض بود غیر را
از من ره حریم تو پرسیدنش چه بود ۳
گر وعدهٔ وصال نبودش به دیگران
بی وجه تند گشتن و رنجیدنش چه بود ۴
وحشی اگر نبود زما یار ما به تنگ
بی موجبی به جنگ رسانیدنش چه بود ۵
وز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود ۱
آن ناز چشم کرده سر صلح اگر نداشت
از دور ایستادن و خندیدنش چه بود ۲
اظهار قرب اگر نه غرض بود غیر را
از من ره حریم تو پرسیدنش چه بود ۳
گر وعدهٔ وصال نبودش به دیگران
بی وجه تند گشتن و رنجیدنش چه بود ۴
وحشی اگر نبود زما یار ما به تنگ
بی موجبی به جنگ رسانیدنش چه بود ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵ - دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷ - چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.