خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی سخن می‌گوید. او از ناز و نیاز عاشقانه، زیبایی معشوق، و رنج‌های عشق شکایت می‌کند. شاعر به دنبال پاسخ‌هایی برای سوالات خود دربارهٔ عشق و زیبایی است و از تنهایی و رنج‌های عشقی خود می‌گوید.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج‌های عشق و تنهایی نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۷ - چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود

چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود
بر دل و جان ناز را چندین تقاضایی چه بود ۱

در تصرف چون نمی‌آورد حسنت ملک دل
این حشر بردن به اقلیم شکیبایی چه بود ۲

مشکلی دارم بپرسم از تو ، یا از یارتو
جلوهٔ خوبی چه و منع تماشایی چه بود ۳

بود چون در کیش خوبی عیب عاشق داشتن
جرم چشم ما چه باشد عرض زیبایی چه بود ۴

گشته بودم مستعد عشق ، تقصیر از تو شد
آنچه باشد کم مرا زاسباب رسوایی چه بود ۵

از پی رم کرده آهویی که پنداری‌پرید
کس نمی‌پرسد مراکاین دشت پیمایی چه بود ۶

گر مرا می‌کرد بدخو همنشینیهای خاص
وحشی اکنون حال من در کنج تنهایی چه بود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۶ - با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸ - چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.