خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند عشق، اندوه و انتظار سخن میگوید. او از دلسوزی، عشق ناکام و گذر عمر بیثمر شکایت دارد و به زیباییهای معنوی و حقیقت عشق اشاره میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گذر عمر و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۹۵ - امشب که دست نالة زارم بساز بود
امشب که دست نالة زارم بساز بود
در بزم دل، مدار به سوز و گداز بود ۱
چشم سفید گشته گرفتم به لخت دل
این بود بر رخم در صبحی که باز بود ۲
یک دم که تُرک چشم تو غافل ز ما گشت
یک عمر در ولایت ما ترکتاز بود ۳
هر جا که اهل دل نفس گرم میزدند
آهم به یاد نخل قدت سرفراز بود ۴
تا از گل تو بوی حقیقت شنیدهام
کارم مدام تربیت این مجاز بود ۵
گشتیم پیرو بخت جوانی نشد نصیب
این عمرِ بینصیبی ما خوش دراز بود ۶
فیّاض نازها که کشد از نیاز ما؟
نازی که از نیاز جهان بینیاز بود ۷
در بزم دل، مدار به سوز و گداز بود ۱
چشم سفید گشته گرفتم به لخت دل
این بود بر رخم در صبحی که باز بود ۲
یک دم که تُرک چشم تو غافل ز ما گشت
یک عمر در ولایت ما ترکتاز بود ۳
هر جا که اهل دل نفس گرم میزدند
آهم به یاد نخل قدت سرفراز بود ۴
تا از گل تو بوی حقیقت شنیدهام
کارم مدام تربیت این مجاز بود ۵
گشتیم پیرو بخت جوانی نشد نصیب
این عمرِ بینصیبی ما خوش دراز بود ۶
فیّاض نازها که کشد از نیاز ما؟
نازی که از نیاز جهان بینیاز بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - از بیکسیم دوش دل سوخته کس بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.