خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیبایی معشوق، رنجهای عشق، و سرنوشت محتوم اشاره دارد. در آن از نمادهایی مانند خورشید، آیینه، و گرداب نور برای توصیف جمال معشوق استفاده شده است. همچنین، به دشواریهای راه عشق و ناتوانی در رسیدن به مقصود اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و سرنوشت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۴ - دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
آیینة جمال تو گرداب نور بود ۱
میرفت با نسیم تو از خویش بوی گل
خورشید در حضور رخت بیحضور بود ۲
خسرو به زور عجز قوی گشت عاقبت
فرهاد جان نبرد که کارش به زور بود ۳
بخت سیاه بر ورق سرنوشت ما
چون خال سبز بر رخ خوبان ضرور بود ۴
فیّاض راه طی شد و منزل نشد پدید
سرگشتگی نتیجة این راه دور بود ۵
آیینة جمال تو گرداب نور بود ۱
میرفت با نسیم تو از خویش بوی گل
خورشید در حضور رخت بیحضور بود ۲
خسرو به زور عجز قوی گشت عاقبت
فرهاد جان نبرد که کارش به زور بود ۳
بخت سیاه بر ورق سرنوشت ما
چون خال سبز بر رخ خوبان ضرور بود ۴
فیّاض راه طی شد و منزل نشد پدید
سرگشتگی نتیجة این راه دور بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - امشب که در چمن ز قدومش نوید بود
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - امشب که دست نالة زارم بساز بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.