خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای عشقی استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند زلف، ساغر، دل، و بیابان محبت برای توصیف حالات درونی خود بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۸۴ - دل نظر چون بر رخ آن بیترحّم میکند
دل نظر چون بر رخ آن بیترحّم میکند
همچو زلف او ز حیرت دست و پا گم میکند ۱
هرزه چشمیهای چشمم دایم از دخل دلست
ساغر این دریا دلی از پهلوی خم میکند ۲
ذوق درد از ساغر می یاد میباید گرفت
دل پر از خونست و در ظاهر تبسّم میکند ۳
افعی زلف تو از جادووشی چون روزگار
آنکه جو را در کف اغیار گندم میکند ۴
در بیابان محبت رهنمایی مشکل است
خضر اینجا گام اول خویش را گم میکند ۵
چون روم فیّاض در راهی که رهرو از خطر
هر دم از آواز پای خود توهم میکند! ۶
همچو زلف او ز حیرت دست و پا گم میکند ۱
هرزه چشمیهای چشمم دایم از دخل دلست
ساغر این دریا دلی از پهلوی خم میکند ۲
ذوق درد از ساغر می یاد میباید گرفت
دل پر از خونست و در ظاهر تبسّم میکند ۳
افعی زلف تو از جادووشی چون روزگار
آنکه جو را در کف اغیار گندم میکند ۴
در بیابان محبت رهنمایی مشکل است
خضر اینجا گام اول خویش را گم میکند ۵
چون روم فیّاض در راهی که رهرو از خطر
هر دم از آواز پای خود توهم میکند! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۳ - قاصد بیغم کجا شرح ملالم میکند
گوهر بعدی:شماره ۳۸۵ - موج اشکم ابر را آلوده دامن میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.