خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که هرچند معشوق با ناز و کرشمههایش او را آزار داده، اما عشق و اشتیاقش به او بیشتر شده است. درد جدایی و دوری نیز بر رنجهایش افزوده است. شاعر همچنین به تأثیر چشمهای معشوق بر شعر و طبع خود اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و دردهای ناشی از عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۹ - هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
دردم فزود و سوز و گدازم زیاده شد ۱
هر چند بیش کشت به ناز و کرشمهام
رغبت به آن کرشمه و نازم زیاده شد ۲
باز آمدی و شعلهٔ شوقم به جان زدی
کم گشته بود سوز تو بازم زیاده شد ۳
درد تو کم نشد ز سفر بلکه صد الم
از رنج راه دور و درازم زیاده شد ۴
وحشی به فکر چشم غزالی به هر غزل
انگیز طبع سحر طرازم زیاده شد ۵
دردم فزود و سوز و گدازم زیاده شد ۱
هر چند بیش کشت به ناز و کرشمهام
رغبت به آن کرشمه و نازم زیاده شد ۲
باز آمدی و شعلهٔ شوقم به جان زدی
کم گشته بود سوز تو بازم زیاده شد ۳
درد تو کم نشد ز سفر بلکه صد الم
از رنج راه دور و درازم زیاده شد ۴
وحشی به فکر چشم غزالی به هر غزل
انگیز طبع سحر طرازم زیاده شد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.