خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که عشق و ستایش معشوق را بیان می‌کند. شاعر زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود و دیگران را توصیف می‌کند و از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر عشق و جذبه‌های معشوق صحبت می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۸ - تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد

تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
جز زلف کسی پیش رخش تاب ندارد ۱

خواب آورد افسانه و افسانهٔ عاشق
هر کس که کند گوش دگر خواب ندارد ۲

پهلوی من و تکیهٔ خاکستر گلخن
دیوانه سر بستر سنجاب ندارد ۳

سیل مژه ترسم که تن از پای در آرد
کاین سست بنا طاقت سیلاب ندارد ۴

گر سجده کند پیش تو چندان عجبی نیست
وحشی که جز ابروی تو محراب ندارد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.