خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد عشق و جدایی سخن می‌گوید. شاعر از شب‌های بی‌خوابی، دعاهای بی‌اثر، زخم‌های عاطفی و ناامیدی از وصال معشوق می‌گوید. او از تلخی‌های زندگی و نبود شادی در آن شکایت می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که عشق تنها چیزی است که ارزش مهر ورزیدن دارد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و درد عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۷ - دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد ۱

من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم
که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد ۲

همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم
چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد ۳

ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان
همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد ۴

به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده
به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد ۵

بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشق
به جز این که مهر ورزد گنهی دگر ندارد ۶

می وصل نیست وحشی به خمار هجر خو کن
که شراب ناامیدی غم دردسر ندارد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۶ - چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸ - تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.