خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و فلسفی است که در آن شاعر از ناکامی‌های عشقی و تقدیر تلخ خود سخن می‌گوید. او از خنده‌های ناخواسته‌ای می‌گوید که بر رنج‌هایش می‌خندند و از تبسمی که هرگز به لبش ننشسته است. همچنین، اشاره‌ای به زاهد و توبه‌اش از می دارد که در فصل گل، دوباره به سمت می گرایش پیدا می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و تقدیر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۷۳ - چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند

چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
گل تبسّم او بر بهار خنده کند ۱

به فصل گل ز میم توبه می‌دهد زاهد
کجاست شیشه که بی‌اختیار خنده کند ۲

به روی من گل بختی نکرد خنده ولی
به تیره‌بختی من روزگار خنده کند ۳

لب تبسّم برقی ندیده‌ام افسوس
نشد که خرمن ما یک شرار خنده کند ۴

ملال می‌چکد از زهر خنده‌ام فیّاض
کجاست گریه که بر من هزار خنده کند ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۲ - چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
گوهر بعدی:شماره ۳۷۴ - به جفا چون بتان قرار کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.