خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و فلسفی است که به زیباییهای عشق، گذر زمان و آرزوهای انسانی میپردازد. شاعر از عشق دیرینه، لذتهای پایدار، محبت بیمنت و نگرانیهای آینده سخن میگوید و با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۷۲ - چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
چون در آیینه نظر آن مه دیرینه کند
خال را مردمک دیدة آیینه کند ۱
چه توقّع دگر از عمر، جوانی چو نماند
شنبة ما چه گلی کرد که آدینه کند! ۲
لذّت آنست که هرگز نپذیرد تغییر
تا کی این جامه شود پاره و کس پینه کند! ۳
تا ابد کشتِ محبّت نکشد منّت ابر
سایه گر تیغ تو بر مزرعة سینه کند ۴
حسرت روز فزونی به کف آور فیّاض
غم فردای تو تا کی هوس دینه کند! ۵
خال را مردمک دیدة آیینه کند ۱
چه توقّع دگر از عمر، جوانی چو نماند
شنبة ما چه گلی کرد که آدینه کند! ۲
لذّت آنست که هرگز نپذیرد تغییر
تا کی این جامه شود پاره و کس پینه کند! ۳
تا ابد کشتِ محبّت نکشد منّت ابر
سایه گر تیغ تو بر مزرعة سینه کند ۴
حسرت روز فزونی به کف آور فیّاض
غم فردای تو تا کی هوس دینه کند! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۱ - ز قال رفتهام از دست، حال تا چه کند
گوهر بعدی:شماره ۳۷۳ - چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.