خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق عشق بر روح و روان خود را بیان میکند. او از تشبیههای زیبا مانند غنچه، چراغ، بلبل و شمع استفاده کرده تا احساسات خود را به تصویر بکشد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از تشبیهها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۶ - که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
چه تهمت است که گویند این به آن ماند! ۱
دل مرا همه در چین زلف او دیدن
چراغ در شب تاریک کی نهان ماند! ۲
مرا غریب وطن کرد و رو به باغ نهاد
که بلبلی نگذارد در آشیان ماند ۳
شبی که وصف رخ او به آب و تاب کنم
چو شمع تا سحرم شعله بر زبان ماند ۴
چو وصف آن لب خندان رقم کنم فیّاض
قلم ز حیرت انگشت بر دهان ماند ۵
چه تهمت است که گویند این به آن ماند! ۱
دل مرا همه در چین زلف او دیدن
چراغ در شب تاریک کی نهان ماند! ۲
مرا غریب وطن کرد و رو به باغ نهاد
که بلبلی نگذارد در آشیان ماند ۳
شبی که وصف رخ او به آب و تاب کنم
چو شمع تا سحرم شعله بر زبان ماند ۴
چو وصف آن لب خندان رقم کنم فیّاض
قلم ز حیرت انگشت بر دهان ماند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۵ - پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۷ - بهشت عدن به حسن رسیده میماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.