خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، حسرت و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از تردیدهای درونی، فرسودگی دل در راه عشق، و ناکامیهای عاطفی مینالد. همچنین به زیانهای ناشی از آرزوهای برآوردهنشده و فریبخوردگی در زندگی اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از مفاهیم مانند حسرت و فریبخوردگی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۳۵ - پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
از ترّدد نفسی در برم آسوده نشد ۱
تا گل ساغر می لب به شکر خنده گشاد
بلبل شیشه ز شیون دمی آسوده نشد ۲
تا به سودای تو ما را طمع خام افتاد
چه زیان بود که بر بوده و نابوده نشد! ۳
کس ندیدیم که در دام فریبی نفتاد
دامن همّت ما بود که آلوده نشد ۴
این چه حال است که از حال نکویان فیّاض
هیچ چیزی به جز از حسرتم افزوده نشد! ۵
از ترّدد نفسی در برم آسوده نشد ۱
تا گل ساغر می لب به شکر خنده گشاد
بلبل شیشه ز شیون دمی آسوده نشد ۲
تا به سودای تو ما را طمع خام افتاد
چه زیان بود که بر بوده و نابوده نشد! ۳
کس ندیدیم که در دام فریبی نفتاد
دامن همّت ما بود که آلوده نشد ۴
این چه حال است که از حال نکویان فیّاض
هیچ چیزی به جز از حسرتم افزوده نشد! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.