خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ناتوانی خود در بیان راز عشق و درک آن سخن می‌گوید. او از حیرت و درماندگی خود در برابر عشق می‌نالد و از زاهد می‌خواهد که توبه‌اش را نپذیرد، زیرا عشق ورزیدن را تنها راه ممکن می‌داند. شاعر خود را ساده‌دل و بی‌آلایش مانند آب و آینه توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که نمی‌تواند ظاهر را حفظ کند یا از عشق دست بکشد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۵ - عشق ظاهر نمی‌توانم کرد

عشق ظاهر نمی‌توانم کرد
کشف این سرّ نمی‌توانم کرد ۱

چه دهی توبه‌ام دگر زاهد
من که آخر نمی‌توانم کرد ۲

مردم از حیرت و ترا در عشق
متحیّر نمی‌توانم کرد ۳

چه کنم تا تو فهم عشق کنی
سحر ساحر نمی‌توانم کرد ۴

چه کنم عاشقی اگر نکنم
چون تو کافر نمی‌توانم کرد ۵

ساده دل‌تر از آب و آینه‌ام
حفظ ظاهر نمی‌توانم کرد ۶

گر چه فیّاض دانشم هِر را
فرق از بِر نمی‌توانم کرد ۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۷ ۲۱۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - با یاد تو کونین فراموش توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.