خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از عشق، غم، و طمع در روابط انسانی صحبت میکند و از طبیعت و عناصری مانند گل و بلبل به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند وفاداری، غمخواری، و طمع در روابط انسانی اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۲۰ - به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد
به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد
از آن مژگان قتال اینقدر یاری طمع دارد ۱
نهادست از نکویانش بسی غمهای ناخورده
ازین خونخوار مردم هر که غمخواری طمع دارد ۲
سحر گل خنده میزد بر شکایت گوییی بلبل
که این نادان مگر کز ما وفاداری طمع دارد ۳
گناه گل فروشان چیست گو بلبل بنال از خود
که یکجا بودن از یاران بازاری طمع دارد ۴
هوای باده ، ساقی ساده، صاف عشرت آماده
کسی مست است وحشی کز تو هشیاری طمع دارد ۵
از آن مژگان قتال اینقدر یاری طمع دارد ۱
نهادست از نکویانش بسی غمهای ناخورده
ازین خونخوار مردم هر که غمخواری طمع دارد ۲
سحر گل خنده میزد بر شکایت گوییی بلبل
که این نادان مگر کز ما وفاداری طمع دارد ۳
گناه گل فروشان چیست گو بلبل بنال از خود
که یکجا بودن از یاران بازاری طمع دارد ۴
هوای باده ، ساقی ساده، صاف عشرت آماده
کسی مست است وحشی کز تو هشیاری طمع دارد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - به زیر لب حدیث تلخ ، کان بیدادگر دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - چشم او قصد عقل و دین دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.