خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید، از رنجهای عاشقی و دلبستن به زلف یار مینالد، و گاهی نیز به شیوایی از حالات عاشقانه و نگاههای معشوق یاد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۸ - کی میدهم به جنس دوا نقد درد را!
کی میدهم به جنس دوا نقد درد را!
سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را ۱
از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم
زنجیر کردم این نگه هرزهگرد را ۲
گرمی مکن به غیر، مبادا که ناگهان
بیرون دهم ز سینة گرم آه سرد را ۳
گاهی فتد به ما نگه شوخ چشم یار
کردیم رام آهوی صحرانورد را ۴
فیّاض شد ملول که یارب غبارِ کیست
بر درگه تو دید چو بنشسته گرد را ۵
سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را ۱
از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم
زنجیر کردم این نگه هرزهگرد را ۲
گرمی مکن به غیر، مبادا که ناگهان
بیرون دهم ز سینة گرم آه سرد را ۳
گاهی فتد به ما نگه شوخ چشم یار
کردیم رام آهوی صحرانورد را ۴
فیّاض شد ملول که یارب غبارِ کیست
بر درگه تو دید چو بنشسته گرد را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب را
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - پنجه میبازد خرد آن دست چوگانباز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.