خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساسات خود درباره محدودیت‌ها و موانع زندگی سخن می‌گوید. او خود را مانند پرنده‌ای در قفس می‌بیند که علیرغم نزدیکی به گلستان، اجازه پرواز ندارد. همچنین از ناتوانی در بیان احساسات و عدم هماهنگی با دیگران شکایت می‌کند. این متن بیانگر دردها و آرزوهای سرکوب‌شده شاعر است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۸ - طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست

طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
گلشنم نزدیک اما رخصت پرواز نیست ۱

در قفس گر ماند بلبل باغ عیشت تاز ه باد
رونق گلزار از مرغ نوا پرداز نیست ۲

دهشتم در سنگلاخ هجر فرماید درنگ
ورنه شوقم جز به راه وصل توسن تاز نیست ۳

صعوهٔ کم زهره‌ام من وین دلیری از کجا
رخصت پروازم اندر صیدگاه باز نیست ۴

میر مجلس راچه بگشاید ز من جز دردسر
زانکه چنگ من به قانون حریفان ساز نیست ۵

آنکه من من شیشه دارد بار ، سود آنگه کند
کو بساط خود نهد جایی که سنگ انداز نیست ۶

در بیان حال خود وحشی سخن سربسته گفت
نکته دان داند که هر کس محرم این راز نیست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷ - چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.